که سهم من بشود ؛ یک نگاه سرسری ات

اردیبهشت را دیده ای ؟

در شهر که 

بهشتی به راه انداخته است 

به وسعت شکوفه های سنگفرش شده ی پیاده رو ؛ 

باران 

مهربان وخرامان درآغوش خیابان آرام می گیرد 

تا حال همه را خوب کند 

وبوی خاک باعطر ریحان وپونه 

درمشام رهگذران حس زندگی می دهد ؛

درحیاط خانه ی پدری 

که به ازای هرقدمش 

یک شکوفه ی انار ترکیده درتنگ حوض 

و بوی بهارنارنج را با عطر چای آسودگی بخشیده است ؛

باد آرام و لطیف 

گونه ی پنجره را لمس میکند 

تا تن غمگین کاکتوس کنج طاقچه را نوازشی بکند ؛ 

اردیبهشت 

درهمین حوالی 

بهشتش را به حراج نهاده است 

تا قدم زدن های طولانی درعطرکوچه ها لبریز شود 

تا لبخندمان را 

با حال خوبش گره بزند

و پرندگان از بهشت غزل بسرایند.

نوشته شده در یکشنبه 9 اردیبهشت 1397ساعت 07:48 توسط ع.پ (رهگذر) نظرات (0)


Design By : Pichak