که سهم من بشود ؛ یک نگاه سرسری ات

همین الان خدا رحم کرد واقعا ...

دو نفر حساب سپرده ۲۰ میلیونی پدرشون رو آورده بودن.

از طریق آشنایی با رضا.ع میخواستن ببندنش.

خانم ز.ماهوتی  هم سپرده رو بسته بود

و برای برداشتن ۱۵ میلیونش اومدن پیش من.

برای امضا رفتن اون طرف تر و برگشتن 

برگه هم امضا شده بود !

گیر دادم و کارت شناسایی خواستم.

نهایتا گفت که مال پدرمه و مریضه !!

رضا.ع گفت من تایید میکنم

ناراحت شدم و فرستادمش پیش رییس.

اونوقت صاحب سپرده چنان آدم گیری که ...

خدارو شکر به هر حال به خیر گذشت.

نوشته شده در پنج‌شنبه 5 بهمن 1396ساعت 12:03 توسط ع.پ (رهگذر) نظرات (0)


Design By : Pichak