X
تبلیغات
رایتل

که سهم من بشود ؛ یک نگاه سرسری ات

صبحی دیگر رسید 

و من 

در انتظار تو چشم میگشایم 

و دلم 

لبریز است از دیدن خورشید جانم 

تا جان ببخشد و ذوب کند 

یخهای کسالت و اندوه را. 

تو با چشمانت زندگی و شادی را 

برایم به ارمغان می آوری. 

ساده می آیی و پر شکوه 

و چه میدانی 

از غوغا و بلوایی که بپا میکنی دردرونم . 

چشانم 

سخت تورا میجویند 

ای جاری زلال . 

ای تابیده بر دلت مهر. 

و من 

باز هم از دستانت 

شکوفه مهربانی می چینم امروز .

نوشته شده در دوشنبه 20 آذر 1396ساعت 07:34 توسط ع.پ (رهگذر) نظرات (0)


Design By : Pichak